قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1445
تاريخ الفي ( فارسى )
لشكر چون از جسر بغداد بگذشت با خيل و حشم خود روى به گريز نهاد . محمّد امين متعاقب او لشكرى تعيين كرد . ايشان در منتصف شهر رجب به او رسيده بعد از كارزار بسيار سر او را از تن جدا ساخته نزد محمّد امين آوردند . چون حسين به قتل رسيد علىّ بن فضل بن ربيع حاجب كه به اتّحاد او متّهم بود از پيش امين گريخته پيش طاهر ذو اليمينين رفت . و طاهر از اكثر بلاد ، نوّاب محمّد امين را بيرون كرده نايبان خود را مىگذاشت و از مردم جهت مأمون بيعت مىگرفت تا آنكه مداين و واسط را نيز به تصرّف خود درآورد و نوّاب از جانب مأمون به حجاز و يمن و ولايت جزيره و موصل فرستاد . و در ماه شعبان اين سال ، محمّد امين چهارصد امير را لوا و علم داده همراه علىّ بن محمّد بن عيسى بن نهيك به جنگ هرثمة بن أعين فرستاد . در رمضان تلاقى فريقين اتّفاق افتاد و جنگ عظيمى دست داد . آخر الأمر ، نسيم فتح و فيروزى بر پرچم علم هرثمة بن أعين وزيد و علىّ بن محمّد بن عيسى بن نهيك گرفتار شد و [ 183 الف ] بقيّة السّيف گريخته روى به بغداد نهادند . هرثمه ، على بن محمّد نهيك را نزد مأمون فرستاد . در اين اثنا ، پنج هزار سوار از لشكر طاهر ذو اليمينين اتّفاق كرده گريختند و روى به بغداد آمدند . « 1 » چون اين خبر ، به محمّد امين رسيد ايشان را كمال اعزاز و اكرام نموده صلات گرانمايه فراخور حال هريك ارزانى داشت و فرمود كه محاسن اين پنج هزار كس به غاليه گيرند . از اين جهت ، آن جماعت به « جيش غاليه » شهرت يافتند . « 2 » القصّه ، محمّد امين به سبب آمدن اين جماعت قوّت تمام يافته لشكرى عظيم با ايشان همراه ساخته به جنگ طاهر فرستاد . اتّفاقا ، چون ارادهء ازلى متعلّق به آن بود كه منصب خلافت بر مأمون قرار گيرد ، اين لشكر عظيم مطلقا تاب و طاقت يك حملهء ذو اليمينين نياورده روى به گريز نهاده متفرّق گشتند و خلقى بسيار به قتل رسيد . و در دوازدهم شهر ذيحجّة الحرام طاهر ذو اليمينين متوجّه بغداد شد و مقابل دروازهء انبار فرود آمده و در اندرون شهر بغداد اوباش و أجلاف و اجامره « 3 » سر برآورده شروع در افساد نمودند ، اموال و اطفال و اهل و عيال مردم را مىكشيدند و هيچ كس را ياراى منع ايشان نبوده و قريب هيجده روز آنچنان افساد از آن طايفه به ظهور رسيد كه گنجايش بيان ندارد .
--> ( 1 ) . امين براى تهييج لشكر خود به جنگ مأمون ، به آنها مال زيادى انعام مىداد و همين امر باعث شد كه اين پنج هزار سپاهى از لشكر طاهر جدا شده به امين پيوستند . ( 2 ) . غاليه نوعى عطر است ، امين به جهت اكرام و احترام اين عده ، دستور داد به ريش آنها از آن عطر بزنند . اهالى بغداد از راه استهزاى اين عده از سپاه را « سالاران غاليه » ناميدند . ( 3 ) . أجلاف و أجامره : مردمان فرومايه ، اراذل . - و .